پنج شنبه ٠٢ آذر ١٣٩٦
اخبار > تمرین برای کسب «حضور قلب در نماز» با مدد گرفتن از بخش خبری 20:30
 


  چاپ        ارسال به دوست

تمرین برای کسب «حضور قلب در نماز» با مدد گرفتن از بخش خبری 20:30

چند روز پیش در خانه نشسته بودیم و داشتیم از نسیم دلگشای کولر منزل که تازگی ها خودم پوشالش را نو نوار کرده بودم و عینهو زمهریر خنک می کرد، محظوظ می شدیم.
 
تلویزیون طبق معمول داشت لوسی لوسی پخش می کرد. کلا این روزهای تلویزیون  یا لوسی لوسی است یا شیرین نوین! حالا این وسط ها گه گداری یک گفتگویی، مسابقه فوتبالی چیزی هم اگر رفقا حال داشته باشند می فرستند روی آنتن! القصه ما عین فیل آبی که چپکی می افتد روی ساحل برای رفع کسالت، ما هم افتاده بودیم روی مبل و داشتیم به قول فرنگی ها رِست می نمودیم!
 
دم دم های اذان بود که قرائت قرآن شروع به پخش کرد و بعدش هم اذان...
 
بابا جان ما هم که زبانم لال رویم به دیوار کله اش برود عمراً اگر نماز اول وقتش برود.
 
اذان به اشهد انِّ محمداً رسول الله نرسیده بود که باباجان عینهو فنر از مقام مذکور خود جهیدند و رفتند برای اماده سازی مقدمات نماز.
 
یک ربع بعد که باباجان بیرون آمدند عرض کردم باباجان! نوکرتم! یک ربع است داری وضو می گیری؟! کلاً شش حرکت بیشتر نیست ها، مگر جنگ است پدر من؟!
 
پدر هم با یک تیریپ معنوی فرمودند: شما ها که وضو نمی گیرید آب بازی می کنید خیال می کنید وضو است، کلا سه قطره آب می‌ریزید رو سر و صورت تان شِرتی دست می کشید رویش!
 
من هم که از این جواب پدر جان مطمئن بودم عرض کردم: پدر من وضو یک حدی دارد که اگر آن را انجام بدهی درست است، تازه افراط در وضو را هم که خودتان عالمید حرام است اصلا! حالا کجای دینِ خدا آمده وضو را باید این قدر با شدت و حدت گرفت؟! پدر جان موقعی که مشغول وضوهای استقامتی تان هستید خودتان حواستان نیست ولی کل محیط روشویی از آب مسح کشیدن‌تان مملو از قطرات آب می شود. مامان جان همه اش باید با دستمال بیافتد به جان این آینه بنده خدا که لکه هایش را پاک کند. روا نیست این جوری ها...!
 
هیچی دیگر، پدر جان به این جا پی بحث که رسید به دلیل تزاحم منافع زناشویی و پدر و پسری از ادامه بحث انصراف داده و به نوعی ما را پیچاند ولی داستان ادامه داشت...!
 
القصه پدر جان رفت روی جا نمازش و بعد از اذان و اقامه قامت نماز را بست...
 
الله اکبر، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین...
 
داشتم به عمق «حاء» پدر دقت می کردم که از شدت و غلظت، بیشتر به «خاء» شبیه شده بود. و این که اساساً خیلی از قدیمی تر ها بیش از این که به صحت فرایض‌شان متوجه باشند، به سنت فرایض‌شان متوجه اند! یعنی اگر یکی مثل باباجان من( که خدا سایه اش را بر سرم مستدام بدارد) یک عمر وضو گرفتنش یک ربع طول کشیده، حالا اگر نعوذ بالله خودِ رسول الله هم نزول اجلال بنمایند و بگویند عزیزم! در 30 ثانیه هم می شود وضو درست گرفت، باز هم باباجان من توی کَتش نمی رود که نمی رود. یک جورهایی به قول کلام خدای سبحان، شبیه شده ایم به «وجدنا آبائونا الاولون» یعنی چون باباهای‌مان این طوری بهمان یاد داده اند پس این طوری درست ترین طور است! حتی اگر «سین» را «صاد» بگوییم و «صاد» را «ث» ادا کنیم. و حتی تر اگر «اهدنا الصراط المستقیم» را «احدنا» بگوییم با غلظت «ه» مان...!
 
درگیر همین مسائل بسیار فیلسوفانه بودم که یک دفعه ای مامان جان بانگ برآورد: پسر ببین بابات چی کارت داره...!
 
نگاه کردم دیدم باباجان در اوان نماز موقع رکوعش یک دفعه داد زد : الله اکبر!
 
اولش خیال کردم مامان خیالاتی شده، بعد دیدم نه، بابا جان موقع بلند شدن از رکوع دوباره داد زد: الله اکبر!
 
پا شدم رفتم نزدیک و گفتم: باباجان چیزی شده؟!
 
دوباره الله اکبر!
 
باباجان غذا دارد می سوزد؟!
 
الله اکبر!
 
بابا جان گوشیتان زنگ خورده بروم جواب بدهم؟!
 
الله اکبر!
 
مُهرتان گم شده پیدایش کنم؟!
 
الله اکبر!
 
باباجان کسی طوریش شده؟!
 
الله اکبر!
 
مهمان داریم الان؟!
 
الله اکبر!
 
مذاکرات هسته ای به توافق جامع رسید؟!
 
الله اکبر!
 
نکند خودم کار بدی کرده ام؟! گندی زده ام؟!
 
الله اکبر!
 
خب پس چی؟! جان به لبم کردی بابا!
 
الله اکبر(با حرکت دو دست اشاره می کند خاک بر سر خنگت! و ادامه می دهد برو بشین سرِ جات)
 
هیچی آقا! خلاصه رفتیم دوباره در موقعیت سوق الجیشی مان مستقر شدیم و منتظر ماندیم ببینیم بابا جان می خواسته چه موضوع حیاتی را به ما گوشزد کند. دل دل می کردم که نکند حضرت جبرائیل به نمازِ خالصانه و با معرفت پدر جان ورود کرده اند و چغلی من را کرده اند که بابا جان این طوری وسط نماز...!
 
القصه که باباجان دو رکعت باقی مانده از نمازش را در کمتر از 4 ثانیه تمام کرد و بلافاصله بعد از سلامِ نماز، شیرجه رفت سمت کنترل تلویزیون!
 
عرض کردم باباجان؟!!!
 
گفت: زهر مار باباجان! خاک بر سر من با این بچه ام! بچگی هایت یک نخود بهت هویج داده بودم الان یک ذره درایت و هوش داشتی. نه مثل الان که آی کیوت برابری می کند با جلبک های گندیده کف خلیج فارس! من نمی دانم تو چه جوری داری دانشگاه تهران فوق لیسانس می خوانی؟! ناموساً استادهایت را زجر کش نمی کنی؟!
 
گفتم بابا چی کار کردم مگه؟! خب چه می دونم «الله اکبر» یعنی چی؛ والا!
 
پدر جان فرمودند: ببند دهنتو! قبل از نماز زده بودم شبکه دو می خواستم موقع نماز 20:30 را گوش کنم، توی قُزبیت آمدی کانال را عوض کردی. الله اکبر که می گفتم یعنی بزن کانال دو بگذار اخبارو گوش کنم...!
 
من چه باید می گفتم واقعا؟!
 
***
 
پ.ن: نمردیم و طنز مذهبی هم نوشتیم، قربة الی الله!


١٠:٤٣ - سه شنبه ٣٠ ارديبهشت ١٣٩٣    /    عدد : ٣٦٨٧٥٤    /    تعداد نمایش : ٢٧٩٦


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




پربازديدترين اخبار
عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان گفت: قوانین پوشش و حجاب در دانشگاهها را تنها قاب گرفته ایم و به دیوار زده ایم.
برگزاري جشنواره نشريات دانشجويي دانشگاه هاي منطقه يك در دانشگاه علامه طباطبايي
جشنواره هنرهای تجسمی و صنایع دستی امام رضا (ع)
نشست معاون نهاد رهبري دانشگاه با والدين دانشجويان ورودي بهمن ٩٣ برگزار گرديد
افتتاح كتابخانه مجازي استادان
پوسترهای نمایشگاهی نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپايي و آمريكايي
به‌قدری ضداولویت فیلم می‌سازیم که مشخص‌نیست مسائل جهان کجاست؟
شهاب مرادی: با اینگونه مردها ازدواج نکنید!
۲۰ دستورالعمل از آیت الله فاطمی نیا
ختم آنلاین قرآن کریم-هدیه به ارواح پاک شهدای دشت کربلا
ثبت نام سومین جشنواره روشنا، با عنوان سبک زندگی به همراه جوايز نفيس آغاز گرديد
آغاز ثبت نام عمره دانشگاهیان در سایت لبیک
استاد مجيدي دبير هم انديشي استادان دانشگاه هنر بر اثر بيماري سرطان چشم از جهان فروبست
نشست معاون نهاد رهبري دانشگاه با والدين دانشجويان ورودي مهر ٩٣
دوره دانش افزايي اساتيد دانشگاه هنر +گزارش تصويري
سفرنامه اردوي هنر و انديشه
گزارش تصويري اردوي هنر و انديشه دانشجويان دانشگاه هنر
با این کتاب به خواستگاری بروید!
مراسم توديع و معارفه رياست دانشگاه هنر برگزار شد
برگزاري مراسم نقالي در دانشگاه هنر
برگزيده شدن هيأت هنر در سوگواره هيئات سراسر كشور
نشست بسيج اساتيد دانشگاه هنر با حضور آقاي دكتر آشنا -مشاور فرهنگي رئيس جمهور- در پرديس باغ ملي دانشگاه هنر
شعرخوانی چهره برتر «قند پهلو» برای کلید روحانی!/ حمایت زیباکلام از بادکنک های بنفش!
شعری برای شهید علی خلیلی‎
خانواده برتر از منظر قرآن
سخنرانی مجیدی در سازمان ملل با موضوع اسلام هراسی
روایت درد و صبر؛ به بهانه گمشده یک مادر در یک «شیار»
اهداء تنديس تقدير به مركز مشاوه معاونت فرهنگی اجتماعی دانشگاه هنر
تحقیق یا کپی؛ دانشجو کدام را می‌پسندد؟
عکاسی شگفت انگیز از دانه های برف+تصاویر
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 362726 | بازدید امروز : 631 | کل بازدید : 2595195 | بازدیدکنندگان آنلاين : 8 | زمان بازدید : 0.54