چهارشنبه ٢٩ دی ١٣٩٥
اخبار > تازه ازدواج كرده‌ها بخوانند!
 


  چاپ        ارسال به دوست

تازه ازدواج كرده‌ها بخوانند!

درآمد شوهرم خيلي بالا نبود، ولي اوضاع چندان هم بد نبود؛ در واقع وضع مان از خيلي ها بهتر بود، اما همين فكر تا مدت ها در زندگي من تاثير منفي گذاشت و به عبارتيف زندگي مرا خراب كرد؛ زيرا ديگر مثبت ها را نمي ديدم.

به گزارش بام ایران خبر ، مي گفت: يادم مي آيد تازه يك ماه بود كه عروسي كرده بوديم و در خانه خودمان زندگي مي كرديم. يك روز مادرم به من تلفن زد و بعد از احوالپرسي و حرف هاي ديگر، از من پرسيد: «دخترم، ناهار چي خوردي؟» من به او گفتم: «نيمرو!» بعد، مادرم كه به نظر مي رسيد خيلي ناراحت شده باشد، گفت: «در اين بيست سال كه در خانه پدرت بودي، يك بار شده است كه ناهار تخم مرغ بخوري؟» من در پاسخ گفتم: «چيز ديگري نداشتيم كه بخورم!» همين مسئله باعث شد كه من درباره درآمد كم شوهرم و مشكلات مادي زندگي مان، با او حرف بزنم و كم كم شوهرم را متهم به بي كفايتي كنم. البته من تا قبل از اين پرسش مادرم، هيچ شكايتي از خوردن تخم مرغ نداشتم، ولي از آن روز به بعد بارها با خود گفتم: «ببين چطور من از آن عزت و جايگاه خانوادگي ام پايين آمده ام و حالا بايد در خانه شوهرم تا آخر عمر بسوزم و بسازم!»

درآمد شوهرم خيلي بالا نبود، ولي اوضاع چندان هم بد نبود؛ در واقع وضع مان از خيلي ها بهتر بود، اما همين فكر تا مدت ها در زندگي من تاثير منفي گذاشت و به عبارتيف زندگي مرا خراب كرد؛ زيرا ديگر مثبت ها را نمي ديدم.

من دائم سر همسرم غر مي زدم و از همه چيز ناراضي بودم و وضع خودمان را با ديگران مقايسه مي كردم؛ مثلاً مي گفتم: «چرا فلاني كه همسن و هم رشته توست، وضع مالي اش فلان طور است، ولي وضع ما اين چنين است؟» يا «ما خيلي چيزها را نمي توانيم بخريم، خانه مان اجاره اي است و با اتوبوس بايد به اين طرف و آن طرف برويم» و هزار و يك بهانه ديگر! اينها خيلي عذابم مي داد.

يك روز يكي از دوستان مادرم، من و مادرم را به مجلس «ختم انعام» عمه اش دعوت كرد و با هم به آنجا رفتيم. منزل او در بالاي شهر، يك خانه ويلايي بسيار زيبا بود؛ مبلمان استيل مرغوب، دكوراسيون گران قيمت، استخر سرپوشيده، حمام سونا و غيره. بعد از پايان يافتن مراسم، چند دقيقه اي با صاحب خانه صحبت كرديم. من به او گفتم: «خانه زيبايي داريد. خدا زيادش كند!» او نگاه عميقي به من كرد و بعد آهي كشيد و در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود، گفت: «باورت مي شود؟ من و شوهرم حاضريم تمام ثروت مان را كه اين خانه بخش كوچكي از آن است بدهيم تا بچه ما كه عقب مانده ذهني است، سالم شود!» چند جمله ديگر هم گفت، ولي من آنقدر محو جمله اول او شدم كه ديگر آنها را نشنيدم.

من تا آن لحظه نمي دانستم كه اين خانم، با اين همه ثروت و اين زندگي مجلل، يك بچه عقب مانده ذهني د ارد و به شدت متاثر شدم، ولي وقتي به خانه خودم برگشتم، از زندگي خودم احساس رضايت داشتم. تصميم گرفتم قدر هر انچه را دارم بدانم و هرگز حسرت چيزهايي را كه ندارم نخورم. از آن لحظه به بعد بود كه شادي واقعي در زندگي من پيدا شد.

اتاق نشيمن معنوي


هر خانه اي يك اتاق نشيمن دارد. اتاق نشيمن جايي است كه معمولاً براي زندگي معمولي اعضاي خانواده، استراحت و رفع خستگي آنها ساخته مي شود. اين اتاق مختص خانواده است و براي پذيرايي از ميهمانان نيست؛ بنابراين حتي اگر كمي نامرتب يا به هم ريخته باشد، چندان نگران كننده نيست؛ چون زماني كه ميهمان بيايد او را به سالن پذيرايي دعوت مي كنند؛ در واقع ديگران نبايد با بي نظمي، كمبود يا به هم ريختگي اتاق نشيمن روبرو شوند. در قديم خانه ها را طوري مي ساختند كه دو بخش مجزاي اندروني و بيروني داشت. اندروني مخصوص اعضاي خانواده بود و براي راحتي آنها ساخته مي شد و بيروني هم براي پذيرش ميهمان يا افراد غريبه بود. به هر حال چه به صورت قديم و چه به صورت جديد و امروزي، ما براي راحتي و آسايش خودمان، كمبودها يا بي نظمي هاي خانه خود را مي پوشانيم و ميهمانان را به بيروني يا اتاق نشيمن مي بريم و در آنجا از او پذيرايي مي كنيم.

اعتقاد من بر اين است كه اتاق نشيمنِ معنوي زندگي مشترك در درجه اول، آشكار نكردن كمبودها و كاستي هاي زندگي است. بعضي از افراد كمبودهاي زندگي خود را با ناله و شكايت، با ديگران در ميان مي گذارند و زمينه دخالت را براي آنها فراهم مي كنند. در درجه دوم، علاوه بر اينكه نبايد كمبودها و نواقص مادي را با ديگران در ميان گذاشت. بايد نواقص، كمبودها و حتي جزئيات مادي زندگي خود را از ديگران پنهان كرد؛ يعني اگر مشكلي مالي داريم، اگر قرض و بدهي داريم و اگر يخچال يا فريزرمان خالي است و غيره، حتي پدر يا مادر يا برادر و خواهرمان نبايد از مشكلات مان با خبر شوند. به طور كلي، زن و شوهر حق بازگويي جزئيات و مشكلات زندگي خود به ديگران را ندارند. اگر اين نكته رعايت نشود، راحتي و آسايش نخواهيم داشت؛ زيرا هر يك از اين گزارش ها يا شكايت ها علاوه بر اينكه ديگران را به كنجكاوي و دخالت در زندگي مان ترغيب مي كند، ما را نيز به مقايسه كردن زندگي خود با ديگران وا مي دارد و در نتيجه، از آنچه داريم دلسرد خواهيم شد؛ درست مانند اينكه خانه ما، اتاق پذيرايي نداشته باشد و مجبور باشيم از ميهمانان در اتاق نشيمن پذيرايي كنيم. در آن صورت دائم در سختي و زحمت خواهيم بود؛ زيرا مجبوريم اتاق نشيمن را مطابق با سليقه ميهمان و راحتي آنان تنظيم و آراسته كنيم و خود را به سختي و دشواري هاي زيادي بيندازيم.

حضرت علي (ع) مي فرمايد: «اي كميل، بينوايي و تنگدستي خود را به مردم نشان نده و براي رضاي خدا با عزت و پرده پوشي، به آن صبر كن.» اين سخن به ما مي فهماند كه ما نبايد كم و كاستي هاي زندگي خود را براي ديگران بيان كنيم؛ حتي اگر آنها نزديكان ما باشند.

ضرورت پنهان سازي


اطرافيان ما (حتي بستگان نزديك) هميشه بايد ما را رضايتمند و خرسند ببينند و هيچ گاه نبايد از كمبودها و نواقص زندگي مان با خبر شوند؛ زيرا پنهان سازي كمبودها براي جلوگيري از نگاه ترحم آميز و دخالت دلسوزانه ديگران لازم و ضروري است. بعضي زن و شوهرها وقتي با پرسش هايي از اين قبيل روبرو مي شوند كه «امروز غذا چه خورديد؟»، «چند كيسه برنج داريد؟»،‌ «چرا ماشين تان را تعمير نمي كنيد؟»، «چرا مدتي است تلفن تان قطع است؟ مگر بدهي دارد؟» يا « چرا يك لباس درست حسابي براي خودت نمي خري؟» و غيره، بلافاصله توضيح مي دهند و ممكن است هرگز گمان نبرند كه شايد بيان همين مطالب به ظاهر كم اهميت، زماني براي زندگي آنها مشكل ساز شود. هنگام روبرو شدن با اين گونه پرسش ها، بايد از دادن پاسخ آشكار و صريح خودداري كنيم و به طور غير مستقيم و محترمانه به طرف مقابل اين پيام را انتقال دهيم كه دانستن پاسخ اين پرسش، براي او اهميت يا فايده چنداني ندارد.

مثلاً در پاسخ به پرسش «امروز چه غذايي خورده ايد؟»، جملاتي مانند «الحمدلله، چيز بدي نخورديم» يا «الحمدلله، غذاي خوبي خورديم» مي تواند پيغام «اين مسئله مهمي نيست» را به طرف مقابل، انتقال دهد. در هر صورت، پاسخ دادن به اين پرسش ها، در زماني كه به راستي كمبود وجود ندارد نيز مشكل آفرين است؛ مثلاً زماني كه كمبودي وجود ندارد و ما مقابل اين پرسش ساده كه «چقدر برنج داريد؟»،‌ مي گوييم: «دو كيسه»، در زماني كه دچار مشكل مالي هستيم و برنج نداريم، اگر بخواهيم از پاسخ دادن طفره برويم و پاسخ صريح و روشني ندهيم، به طور حتم طرف مقابل متوجه كمبود مي شود و ممكن است همين اطلاع ساده، آنها را وادار به رفتارهاي مداخله گرانه كند و دچار مشكل و دردسر شويم، پاسخ مستقيم به اين گونه پرسش ها، حس كنجكاوي طرف مقابل را تحريك مي كند و تمايل او را براي كسب اطلاعات بيشتر، بر مي انگيزد.

نتيجه: زن و شوهر نبايد در مورد امكانات مادي خود گزارش بدهند و ديگران را از كمبودها و امكانات مالي خود به طور دقيق آگاه سازند. در جلسات مشاوره زناشويي، كم نيستند زوج هايي كه اختلاف و درگيري اصلي زندگي خود را همين گزارشگري ها مطرح مي كنند: اينكه «چرا ميزان حقوق من را به مادر يا پدرت گفتي؟»، «چرا به فلاني گفتي ماشين مان خراب است و فعلاً پول درست كردنش را نداريم؟» يا «چرا بايد به برادرت بگويي كه امسال وضع بازارمان كساد بوده است؟» و غيره. در هر صورت، اگر مي خواهيم زندگي آرام و خوبي داشته باشيم، نبايد مشكلات و حتي وضعيت خوب مالي خود را به طور جزئي و دقيق به ديگران گزارش كنيم. قديمي ها مقابل چني پرسش هايي تنها يك كلمه مي گفتند: «الحمدلله».

منبع: راز/ شماره ۳۸


١٦:٢٥ - يکشنبه ٢٢ دی ١٣٩٢    /    عدد : ٣٣٦٠٧٤    /    تعداد نمایش : ٣١٣٠


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




پربازديدترين اخبار
عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان گفت: قوانین پوشش و حجاب در دانشگاهها را تنها قاب گرفته ایم و به دیوار زده ایم.
بازديد وزير علوم، تحقيقات و فناوري از پرديس باغ ملي دانشگاه هنر
برگزاري جشنواره نشريات دانشجويي دانشگاه هاي منطقه يك در دانشگاه علامه طباطبايي
جشنواره هنرهای تجسمی و صنایع دستی امام رضا (ع)
نشست معاون نهاد رهبري دانشگاه با والدين دانشجويان ورودي بهمن ٩٣ برگزار گرديد
افتتاح كتابخانه مجازي استادان
پوسترهای نمایشگاهی نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپايي و آمريكايي
به‌قدری ضداولویت فیلم می‌سازیم که مشخص‌نیست مسائل جهان کجاست؟
شهاب مرادی: با اینگونه مردها ازدواج نکنید!
۲۰ دستورالعمل از آیت الله فاطمی نیا
ختم آنلاین قرآن کریم-هدیه به ارواح پاک شهدای دشت کربلا
ثبت نام سومین جشنواره روشنا، با عنوان سبک زندگی به همراه جوايز نفيس آغاز گرديد
آغاز ثبت نام عمره دانشگاهیان در سایت لبیک
استاد مجيدي دبير هم انديشي استادان دانشگاه هنر بر اثر بيماري سرطان چشم از جهان فروبست
نشست معاون نهاد رهبري دانشگاه با والدين دانشجويان ورودي مهر ٩٣
دوره دانش افزايي اساتيد دانشگاه هنر +گزارش تصويري
سفرنامه اردوي هنر و انديشه
گزارش تصويري اردوي هنر و انديشه دانشجويان دانشگاه هنر
با این کتاب به خواستگاری بروید!
مراسم توديع و معارفه رياست دانشگاه هنر برگزار شد
برگزاري مراسم نقالي در دانشگاه هنر
برگزيده شدن هيأت هنر در سوگواره هيئات سراسر كشور
نشست بسيج اساتيد دانشگاه هنر با حضور آقاي دكتر آشنا -مشاور فرهنگي رئيس جمهور- در پرديس باغ ملي دانشگاه هنر
شعرخوانی چهره برتر «قند پهلو» برای کلید روحانی!/ حمایت زیباکلام از بادکنک های بنفش!
شعری برای شهید علی خلیلی‎
خانواده برتر از منظر قرآن
سخنرانی مجیدی در سازمان ملل با موضوع اسلام هراسی
روایت درد و صبر؛ به بهانه گمشده یک مادر در یک «شیار»
اهداء تنديس تقدير به مركز مشاوه معاونت فرهنگی اجتماعی دانشگاه هنر
تحقیق یا کپی؛ دانشجو کدام را می‌پسندد؟
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 45421 | بازدید امروز : 1429 | کل بازدید : 2142904 | بازدیدکنندگان آنلاين : 7 | زمان بازدید : 0.36