سه شنبه ٠٦ فروردين ١٣٩٨
اخبار > نشست هم اندیشی استادان دانشگاه هنر با عنوان «هنر صنع و صناعت»برگزار گردید
 


  چاپ        ارسال به دوست

نشست هم اندیشی استادان دانشگاه هنر با عنوان «هنر صنع و صناعت»برگزار گردید

 

نشست هم اندیشی استادان دانشگاه هنر با عنوان «هنر صنع و صناعت» در روز دوشنبه مورخ 19 شهریور 97  با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید در ساعت 15 آغاز گردید.

در ابتدای نشست حجت الاسلام والمسلمین دارابی-معاون نهاد دانشگاه هنر- ضمن خوشامدگویی به  اعضاء هیئت علمی، توضیحاتی در خصوص چگونگی برگزاری جلسات هم اندیشی ایراد فرمودند.

در ادامه نشست آقای دکتر منصوری لاریجانی به عنوان سخنران نشست  مطالبی را در خصوص موضوع هم اندیشی بیان نمودند که به شرح ذیل می باشد:

صرف نظر از اینکه هنر یک مفهوم درون دینی است یا بیرون دینی دارد فقط بر مبنای آنتولوژیک بحث شده است و جای آن در متون رشته های هنری ما خالی است. پرداختن به آن کتاب لازمه جلسات هفتگی است.

هو الله الخالق الباری المصور ( خلاقیت برای خود خداست) یعنی از کسی الگو کسب نمی کند و نوبه نو و تازه تازه خلق می کند و بارئ کسی است که مدام نقشی به نقشی اضافه می کند.

هر دم از این باغ بری می رسد                        تازه تر از تازه تری می رسد

12 صفت خداوند فقط در حوزه هنرمندی خداست . انسان دارای 4 قوه ادراکی است. 1- ادراک حسی 2- ادراک و هینه 3- ادراک یا قوه عاقله 4- قوه خیال دارد که خیال بین صورحی و ادراکات عقلی است. خیال هم می تواند ادراک حسی را تبدیل به صور ذهنی کند هم می تواند ادراکات عقلی را تبدیل به صور کند.

قوه خیال در حسی مشترک خود صورت ها را نیز با یکدیگر تبدیل می کند و مدام صورت تازه ای می سازد و یک لحظه توقف ندارد. فارابی می گوید این عقل است که هنر را می شناسد . اما عقل انسان وقتی به امر معقولی رسید یا چیزی را تبدیل به معقول کرد خودش اسیر آن مفهوم می شود و آرام می شود و از آن عبور نمی کند . ولی خیال اینطور نیست. عقل می گوید محال را نمی توان اندیشه کرد. اما خیال محالات را اندیشه می کند و جمع اضداد می کند در صورتی که عقل جمع اضداد را نمی پذیرد.

بزرگترین نقش خیال هنرورزی است. زمانی خیال می تواند هنرپرور و هنرساز شود که عاشق شود. خیالی که اسیر وسوسه و توهمات و تخیلات است نمی تواند هنرپرور شود.

بزرگترین تفاوت هنر معناگرایی هنردینی با هنری که امروز در غرب مطرح است این است که متاسفانه شکل و قالب خوبی دارد اما از معنا تهی است.

عشق وظیفه و ماموریتش کشف سر و حقیقت زندگی است و کسی که عاشق می شود می خواهد به این مطلب برسد کسی که عاشق می شود همه چیز را به جان می خرد تا به معشوق برسد.

اگر معشوق بمیرد اولین کسی که از او فرار می کند عاشق است.

هنر یکی از بهترین راه ها برای شناخت روان است . هنردرمانی در بسیاری از کشورها مثل آلمان وجود دارد کسی که مشکل روانی با نقاشی با نغمه های زیبا و آهنگ خاص آن توهم و وسوسه را درمان می کند.

ابن سینا معتقد است که ههم قوای 4 گانه حی، وهم، خیال،عقل که هرکدام محترم است تحت نظر عقل هستند اما شیخ اشراق و حکما معتقدند قوه خیال مسلط بر دیگر قواست.

هوالاول و الاخر و طاهر والباطن فقط با قوه خیال است که می توان فهمید که معنای آن چیست. چرا که نمی توان هم اول باشد هم آخر از لحاظ عقلی نمی توان درک کرد.

از نگاه دین مجسمه سازی چه حکمی دارد؟ مجسمه سازی محل اختلاف آراء فقها است.

شاید دلیل تامل آنها این باشد که مجسمه فقط صورت یک شخص و یک شی را نشان می دهد و از معنا و محتوا تهی است لذا هیچ جلوه ای نمی تواند برای انسان داشته باشد.

نظر من با فقهایی است که اینها را منع کردن غیرانسان مجسمه سازی شروع است . مجسمه پرنده و گل ایرادی ندارد. چون مجسمه نمی تواند همه مراتب وجودی یک شخص را نشان دهد لذا یک هنر کوچک است و هنر ابتدایی است. مردم طوری از امام رضا علیه السلام حاجت می خواهند که انگار خدا هیچ کاره است.

هنر دینی بخصوص اسلام کاملا منطبق بر هستی شناسی و آنتولوژی است.

کشف سر عاشورا هرگز از عهده انسان برنمی آید و حضرت زهرا در صحرای محشر است که این راز را افشا می کند.هنرمند همیشه به دنبال کشف حقیقت باشد ولی برآن نرسد این خود زیبایی دارد که هنرمند می تواند این زیبایی را داشته باشد.

ما باید مراتب هنر را بشناسیم اگر مراتب هستی شناسی به کمال خودش برسد به جز خدا چیزی نخواهد دید.

 

 

 


١٤:١١ - چهارشنبه ٢١ شهريور ١٣٩٧    /    عدد : ٥٤٣٣٨٧    /    تعداد نمایش : ٢١٦


برای این خبر نظری ثبت نشده است